خرید بک لینک

با تو بودن...

با تو بودن...

با تو بودن بهانه می‌خواهد
چایِ سبزی کنار دامن کوه
یا درون جزیره‌ای خالی
فارغ از هرچه غصه و اندوه
با تو بودن بهانه می‌خواهد
یک بغل با هزار بوسه‌ی ناب
چند لحظه فقط نظاره‌ی تو
لااقل دیدنت شبی در خواب
بی تو بودن کلافه‌ام کرده
پدرم را فراغ، در آورد
چقَدَر پیش‌بینی‌ات سخت است
مثل خاتمه جَنگِ شهرآورد
بی تو بودن فقط پریشانی‌ست
تو ز احوال من چه می‌دانی؟
هِی صدا می‌زنی که برگردم
هِی تَشر می‌زنی و می‌رانی
بی تو بودن روانی‌ام کرده
تبِ بالا، قُلنج، قوس کمر
همهْ اینها علائم عشق است
دارم از دست می‌روم آخر...
بی تو هستم ولی حقیقت امر
بی‌خیالت نمی‌شوم بانو!
به جهنم که دربه‌در شده‌ام
چه کنم؟! چون که عاشقم بانو!

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاظمیان تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:14

صفحه بندی